أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

296

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و ايشان را از شما منع كرديم بايد كه نصيب ما بيشتر بود ؟ آنگه فرمود كه : خداى تعالى حكم كند ميان شما روز قيامت و خداى تعالى كافران را بر مؤمنان هرگز راه ندهد و ظفر نكند امير المؤمنين و عبد الله عبّاس گفتند كه : مراد آنست كه : روز قيامت كافران را بر مؤمنان حجّتى نباشد بوقت آنكه پيش خداى عزّ و جلّ حكومت كنند در عرصات . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 142 تا 144 ] إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ( 142 ) مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ( 143 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبِيناً ( 144 ) ميفرمايد كه : منافقان با خداى و با رسول خداى فريب مىآورند بدانكه اظهار ايمان ميكنند و كفر در باطن دارند تا جان و مال خود را حمايت كنند خداى تعالى نيز با ايشان خداع مىكند بدانكه رسول را فرمود : تا به ظاهر ايمان ايشان شمشير از ايشان بر دارد تا روز قيامت به باطن كفر ايشان در عذاب ايشان را مخلّد و مؤبّد گرداند وجهى ديگر آنست كه : جزاى « خداع » را خداع خواند براى ازدواج چنان كه فرمود : و جزاء سيّئة سيّئة ، و مكروا و مكر اللّه ؛ و آنچه صورت خداع دارد از خداى با ايشان در دنيا آنست كه ايشان را فرو گذاشته است و حيات و قدرت و نعمت ميدهد و رسول را فرمود تا احكام مسلمانان برايشان اجرا مىكند به آنكه « 1 » ميداند كه ايشان كافراند و امّا خداع ايشان در قيامت آن بود كه ايشان را فرا گذارد تا در عقب مؤمنان ميروند و عقبه‌هاى قيامت مىبرند تا كه بدر بهشت رسند فرشتگان عذاب در ايشان رسند و ايشان را با دوزخ برند آنگه ايشان را وصف ديگر كرد گفت كه : چون به نماز برخيزند كاهل‌وار « 2 » برخيزند و آنچه كنند برياء مردمان كنند و براى خداى نكنند از بهر آنكه اعتقاد ثواب و عقاب ندارند براى دفع مضرّت كنند چنان كه عبد الكريم بن ابى العوجاء را ديدند كه نمازى نيكو ميكرد گفتند كه : اين مباين طريقهء تو است چگونه است ؟ - گفت : عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الاهل و الولد « 3 » و ذكر

--> ( 1 ) - يعنى با آنكه . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح : « كسلان وار » . ( 3 ) - اين قضيه را كه در اين مورد از تفسير ابو الفتوح ( ره ) يعنى ( ج 2 چاپ اول ، ص 64 ، س 17 - 20 ) آورده به اين عبارت : « از عبد الكريم بن أبى العوجاء حكايت كرده‌اند كه كسى او را ديد كه نماز نيكو ميكرد او را گفت اين مباين طريق تو است ، گفت : عادة البلد و رياضة الجسد و حماية الأهل و الولد ، گفت : عادت شهر است و رياضت تن و حمايت اهل و ولد » . در جاى ديگر آن تفسير يعنى ( ج 2 ، ص 598 ، س 17 ) نيز آورده است به اين عبارت : « بعضى از زنادقه را ديدند كه نماز نيكو ( تا آخر ) » و نگارنده نيز در تعليقات نقض ( ص 110 - 111 ) نظر بذكر آن در كتاب نقض ( ص 101 ) از آن بحث كرده است فراجع ان شئت .